همانگونه كه او در جلد نوارهم توضيح داده دغدغه اش در اين كاست تحرير ريتميك است .چيزي كه ما آن را در كارهاي قبلي او مانند كنسرت 77 يا كنسرت نوا (كه انتشار نيافته) يا ساز نو آواز نوو... ديده ايم وبا آن بيگانه نيستيم . والبته مثل هر كار نو وتازهاي از تير منتقدان مصون نبوده و نخواهد بود .خيلي ها اين تحرير هاي ريتميك را نمي پسندند وآن را مغاير با آوازايراني ميدانند . ولي مهم خود ناظري است كه كار خود را قبول دارد وادامه ميدهد.
تصنيف بسيار شنيدني ست .اما گاهي شنونده تصور ميكند در صداي تنبك زياده روي شده واگر كمتر بود، شايد بهتر ميشد . در اين تصنيف وكل كار شنونده متوجه كمبود ساز تار ميشود .اما ناظري ديد ديگري دارد علاقه او به سه تار انكار ناپذير است و در همه كارهاياو جلوه دارد. از گل صدبرگ گرفته تا« لوليان ».
قسمت دوم تكنوازي بربت است .« بهروزي نيا»زيبا مينوازد . وكارش منحصر به فرد است.
در قسمت بعدي قطعه چابك سوار است . نام قطعه با خودش مناسب است . درست جاييكه شما فراموش ميكنيد كه اين نوار خواننده هم دارد، صداي شهرام مي آيد . نمي دانم چرا اواينقدر كم خوانده ؟ فقط يك دو بيتي و كمي تحرير . درست است كم مي خواند اما بسيار تأثير گذاز مي خواند . بعد از جواب كوتاه گروه به آواز، تك نوازي تنبك را ميشنويد بعد دف تازه متوجه مي شويد اين قطعه تركيبازتكنوازي ها بوده . وآواز هم مثل بقيه بايد كار خودش را انجام ميداده پس نبايد خورده گرفت كه چرا آوز كم بود !قسمت بعدي ريتم آرامتري دارد وانسان را به تفكري عميق فرو مي برد .همان حال وهواي مخصوص مولانا وشمس و....ناظري . سه تار كار اصلي را ميكند و در ادامه اش كمانچه وبربت . در قسمت بعدي قطعه پرواز را مي شنويم كه با الهام از« گريلي شستي» ساخته شده
و شايد بتوان گفت روايت « متبسم » از« گريلي» است .بعد هم آواز وسه تار با شعر بي نظير ابوسعيد(رحمةالله) است :
باز آي باز آي هر آنچه هستي باز آي
گرگافر وگبر بت پرستي، باز آي
اين درگه ما در گه نوميدي نيست
صد بار اگر توبه شكستي، باز آ ي
كه البته .تنها قسمت كار است كه كاملا رنگ وبوي سنتي دارد و از نو آوري هاي هميشگي خبري نيست . دشتي «لا» با سه تار دنيايي دارد به خصوص با صداي جادويي ناظري .
در قسمتهاي بعدي باز هم چهار مضراب ميشنويم . وبعد تكنوازي كمانچه و تمام .
نمي دانم چرا اين قدر تكنوازي در اين نوار هست شايد منظور ،« پر» كردن نوار بوده ولي از استاد ناظري انتظار ميرفت ، بعد از سكوت وكم كاري هاي چند ساله شان كار بيشتري را براي مردم داشته باشند ، نه 10-15 بيت آنهم در نواري به مدت 53دقيقه وبا تكنوازي هاي غير ضروري .به هر حال بايد گفت :
آب دريا را چو در نتوان كشيد
پس به قدر تشنگي بايد چشيد
به اميد اثري بهتر و پركار تر از جناب استاد ناظري .
با سپاس و پوزش از اهل هنر
