تبليغاتX
هنر،عشق،موسيقي

هنر،عشق،موسيقي

مطالب و عکس های دیدنی موسیقی

لطيفه هاي ملا نصرالديني


علت جنگ


شخصي از ملا پرسيد: مي داني جنگ چگونه اتفاق مي افتد؟ ملا بلافاصله كشيده اي محكم در گوش آن مرد مي زند و مي گويد: اينطوري!


راه گم كرده


ملا خود را از دست طلبكاران به مردن مي زند، او را شستشو داده كفن مي كنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان مي برند تا دفن كنند اما تشييع كنندگان راه قبرستان را گم مي كنند و هر چه مي گردند موفق نمي شوند به يافتن راه، ملا كه طاقت خنگي آن ها را نداشت از ميان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!


كندن بال مگس


ملا در اتاقش نشسته بود كه مگسي مزاحم استراحتش مي شود، مگس را مي گيرد و يك بالش را مي كند. مگس كمي مي پرد دوباره مگس را مي گيرد و بال ديگرش را هم مي كند. او مي گويد: بپر  ولي مگس نمي پرد. به خود مي گويد: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بكنيد گوش او كر مي شود!


عقل سالم 


 زن ملا به عقل خود خيلي مي نازيد و هميشه پيش شوهرش از خود تعريف مي كرد. روزي گفت: مردم راست گفته اند كه داراي عقل سالم و درستي هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به كار نمي بري به همين دليل سالم مانده است!


 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 16:11  توسط مصطفي فرازمند 


به گزارش سایت خانه ،  در اين كنسرت كه 19 و 20 آبان هم در تالاربزرگ کشور برگزار شود ،گروه  كامكارها یه خوانندگی بیژن ، عدنان کریم و همخوانان، در دو بخش فارسي و كردي به اجراي برنامه پرداختند.

بخش فارسی:

"ساقي"اولین قطعه بخش اول برنامه (فارسی) از ساخته هاي بيژن كامكار بود كه با تنظيم اردشير كامكار بر روي شعري از سلمان ساوجي اجرا شد. در اين قطعه بيژن كامكار به همراه نجمه تجدد ،همخواني اشعار اين تصنيف را بر عهده داشتند.

قطعه "به ياد پدر"،ساخته حسن كامكار (پدر كامكارها) ، «خانه ام ابري است» ساخته ارسلان كامكاربا شعر " نيما يوشيج" از دیگر قطعات این بخش بود که با همراهي گروه همخوان اجرا شد.

 تصنيف "ترانه" ، یکی دیگر از ساخته های ارسلان با فضایی کاملا متفاوت با دیگر قطعات و با سروده ای ازهوشنگ ابتهاج (سايه) به عنوان چهارمین قطعه با همخواني بيژن كامكار و نجمه تجدد حسيني ارائه شد. 

"سرود زمين" با آهنگسازي هوشنگ كامكار بر روي شعري از لنگستون هيوز ( باترجمه احمد شاملو)قطعه بعدی بودکه اجرا شد . تفاوت در ساختار ، توجه به فرم ، چند صدایی ، دقت درهارمونی و توجه به نقش کلام در اکسان وتمپو و...از ویژگی های بارز این قطعه بود ، این تصنیف آغازی بسیار مهیج و تاثیر گذارداشت اما این تحرک و تاثیرگذاری در ادامه چندان احساس نمی شد.

آخرين اجرای بخش فارسي، قطعه اي بود به نام «به ياد مادر» كه ارسلان كامكار آن را بر روي شعري از خيام ساخته بود .او علاقه مادرش - که سال گذشته در گذشته است - به اشعار خیام را دلیل استفاده از کلام این شاعر در ساخته خود عنوان کرد.

صبا کامکار،مریم ابراهیم پور و نجمه تجدد حسینی به عنوان همخوانان، ارسلان و بیژن کامکار را در خواندن قطعات همراهی می کردند.

بخش كردي:

این بخش با حضور" عدنان كريم "خواننده كردعراقی ساکن سوئد آغاز شد .عدنان کریم متولد سال 1963میلادی  در سلیمانیه عراق است.او تاکنون بارها با کامکارها به احرای برنامه پرداخته ولی این نخستین بار است که او در ایران با این گروه همکاری می کند.

"باي نسيم"( باد نسيم)نخستین قطعه  بخش دوم برنامه بودكه به آهنگسازي اردوان كامكار و برروي شعري از قانع اجرا شد.

قطعات " دلي من" (دل من) با تنظيم هوشنگ كامكار،"که ئه و جوانه"( آن زيباروي) با تنظيم اردشير كامكار،"گیان گیان"( جان جان) با تنظيم هوشنگ كامكار ، "به لنجه"(با ناز) با تنظيم ارسلان كامكار و نکی نکی(نكن دست نگه دار) با تنظيم هوشنگ كامكار از دیگر قطعات این بخش بود.

در پایان بخش کردی ، شور و اشتیاق وتشویق مردم موجب شد تا گروه به اجرای یک قطعه کردی دیگر( اضافه بر برنامه )بپردازند.

 بيژن كامكار( آواز، دف ، رباب) ، پشنگ كامكار(سنتور) ، قشنگ كامكار(سه تار)، ارژنگ كامكار(تنبك)، ارسلان كامكار(عود ،‌آواز)، اردشير كامكار(كمانچه) ، اردوان كامكار(سنتور)، نيريز كامكار(تار)،مريم ابراهيم پور(همسر ارسلان و نوازنده قيچك و همخوان)،نجمه تجددحسيني(همسر بيژن و همخوان)، صبا كامكار(همخوان)، هانا كامكار(دف)اعضاي گروه كامكارها را تشکیل می دادند.

 ارژنگ سيفي زاده (تار) ، شروين مهاجر(كمانچه) ، امير حقيري(دف) نیز به عنوان نوازندگان مهمان شرکت داشتند.

در اولین بخش برنامه شب گذشته مشکلاتی در صدابرداری پیش آمد که با اعتراض برخی از حاضران مواجه شداما این مشکلات بعد از تنفس برطرف شد.
 
همچنین لازم به توضیح است که برنامه شب گذشته به علت ورود با تاخیر مخاطبان (به علل مختلف از جمله ترافیک) با 40 دقیقه تاخیر برگزار شداین در خالی بود که قبلا از در سایت خانه موسیقی از شرکت کنندگان تقاضا شده بودبرای جلوگیری از تاخیر در آغاز اجرای برنامه  قبل از ساعت 19 به تالار مراجعه کنند.



+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 16:8  توسط مصطفي فرازمند  | 

 

 ------------------------------------------------------------------------

فائق، نوازنده دوره گردی است که شغل او و همسر و فرزندانش ساختن يك آلت موسيقي به نام دف است. دف معروف‌ترين آلت موسيقي ايراني در ميان كردهاست، آنها اين آلت موسيقي را از پوست گوسفند تهيه مي‌كنند.
مراسم ساخت چنين سازي بسيار جالب و در عين حال بسيار عجيب است.
فائق و فرزندانش پس از ساخت اين ساز آنها را به شهر مي‌برند و به فروشگاه‌هاي بزرگ به قيمت بسيار ناچيزي مي‌فروشند. آنها در فقر مطلق زندگي مي‌كنند.
این خانواده علاوه بر فروش ساز، نوازندگان بسيار ماهري هستند كه گاهي اوقات هم براي پول بسيار كمي نوازندگي مي‌كنند.
آنها شاگرداني نيز دارند كه هر شب طريقه نواختن دف را فرا می‌گیرند، این شاگردان اغلب بچه‌هايي هستند از بين خانواده‌هاي فقير.
فيلم دف تلفيقي است از موسيقي و زندگي و در واقع بیننده، به بهانه موسيقي وارد اين خانواده عجيب مي‌شود.

------------------------------------------ -----------------------  -------------



+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 16:3  توسط مصطفي فرازمند  | 

 

دف را بزن

 

دف را بزن! بزن! كه دفيدن به زير ماه در اين نيمه شب، شب دفماهها

فرياد فاتحانه ي ارواح هايهاي و هلهله در تندري ست كه مي آيد ...

دف در دفِ تنيده و مَه در مَهِ رميده ، خدا را بدَف! به دف روحِ آسمان، به

 دف روحِ من بدَف!               شب، بعد از اين سكوت نخواهد ديد

من، بعد از اين شب توفاني       تا صدهزار سال نخواهم خفت

شب را بدَف! دفيدنِ صدها هزار دف!...

روح قديم قونيه در زير خاك، آتش گرفته، قونيه برشانه هاي خاك، چون

 ارغوان ولاله دميده ست         دَفدَفدَفَست كه مي كوبد

برقونيه ...               دفماهِ من به دور جهان چرخ مي زند

درپشت دف

ماهِ تمام               ماهِ تمام                ماهِ تمام       ...

           *****************************

دوباره شب چهاردهم ماه شده است و ماه، مثل يك گردي ديوانه توي

آسمان نشسته، مثل يك دف روشن.امروز فرصتي بود براي خوابيدن، كه

من اتفاقا اين روزها انگار در دنياي حقيقي ام خوابم. ولي اين گردي

نوگشته ي جنون امشب بيدارم كرد. و فهميدم كه خواب بوده ام چندي. يك

ماه از آن شب مهتابگردي گذشته است. و امشب هم بچه ها به مناسبت

پايان تابستان مي رفتند مهتابگردي. ماه رنگ شيري اش را ريخته روي

شهر خواب. شب چهاردهم هميشه شب ديوانه ها بوده است. امروز يكي

رفته است از باران برايم خبر بياورد. شايد هم آورده و به من چيزي

نگفته. نكند... امشب شب ديوانه هاست. سلام همسايه ها...با عرض

معذرت امشب بيدار باش داريم. من امشب دفم گرفته است.دفم را برمي

دارم و همين جا تا صبح برايتان مي كوبم. تقصير من نيست .تقصير اين

ماه است كه تمام شده .تقصير این او است كه نمي آيد. تقصير اين گذشته ا

ست كه گذشته است. تقصير اين استادم است كه خوب به من ياد نداده

است. تقصير اين مولاناست كه مي گويد... ،تقصير اين من است ...


دورت بگردم، اي دف ديوانه، اي دفِ ديوانه، دفدفِ ديوانه، اي ي ي ي...

دورت بگردم، اي دف ديوانه، اي ي ي ي...

دورت بگردم، اي دف ديوانه، اي دفِ ديوانه، دفدفِ ديوانه، اي ي ي ي...

اي ي ي ي...

اي ي ي ي...

دورت بگردم، اي دف ديوانه، اي ي ي ي...

اي ي ي ي...


                                                              رضا براهنيِ شاعر

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 15:45  توسط مصطفي فرازمند  | 

موسیقی، به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحولی کند. واژه موسیقی از واژه ای یونانی و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می باشد که نام رب النوع حافظ شعر و ادب و موسیقی یونان باستان می باشد. موسیقی را هنر بیان احساسات به وسیله آواها گفته اند که مهمترین عوامل آن صدا و ریتم هستند و همچنین دانش ترکیب صداها به گونه ای که خوش آیند باشد و سبب انبساط و انقلاب روان گردد نامیده می شود؛ پیشینیان موسیقی را چنین تعریف کرده اند: معرفت الحان و آنچه التیام الحان بدان بود و بدان کامل شود. ارسطو موسیقی را یکی از شاخه های ریاضی می دانسته و فیلسوفان اسلامی نیز این نظر را پذیرفته اند همانند ابو علی سینا که در بخش ریاضی کتاب شفا از موسیقی نام برده است ولی از آنجا که همه ویژگی های موسیقی مانند ریاضی مسلم و غیرقابل تغییر نیست، بلکه ذوق وقریحه سازنده و نوازنده هم در آن دخالت تام دارد، آن را هنر نیز می دانند. در هر صورت موسیقی امروز دانش و هنری گسترده است که دارای بخش های گوناگون و تخصصی می باشد.صدا در صورتی موسیقی نامیده می‌شود که بتواند پیوند میان اذهان ایجاد کند و مرزی از جنس انتزاع آن را محدود نکند.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 15:35  توسط مصطفي فرازمند  | 

بنام خدا

ارکستر فاروس در تاریخ ۲۱ و۲۲ اردیبهشت ۸۶ پس از ۸ماه تلاش و زحمت تمامی عوامل در تالار بزرگ فردوسی در زاهدان به روی سن رفت.

این ارکستر مجلسی قطعاتی از جمله :(کانکوست اف پارادایز - سرناد- آنون من-کروزنست -سمفونی ۵ بتهوون -بریوزکا - آداجیو البینونی و کاچکا ) اجرا کرد.

   این اجرا برای من که خیلی جالب بود و از همه مهم تر اینکه تونستم تجربه های زیادی کسب کنم.

از تمامی دوستانی که به من کمک کردنت در تمام موارد بسیار متشکرم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 13:8  توسط مصطفي فرازمند  | 

توضیح: این مطلب توسط یکی از بانیان اصلی وبلاگ سنتور در اختیارم قرار داده شد و من با حفظ امانت آن را منتشر میکنم.

 

با توجه به مسائل مطرح شده از جانب عده ای و در راس آنها یکی از نوازندگان مطرح تنبک، در مورد نظر استاد فرامرز پایور درباره ساز تنبک و جایگاه آن در موسیقی ایرانی، عده ای از طرفداران بیشمار استاد پایور تصمیم به نگارش این نوشته گرفتند تا خدایی ناکرده تصوری غلط و نادرست، از دیدگاه استاد مسلم موسیقی ایران، جناب پایور در مورد جایگاه تنبک در جامعه رواج و دائمی نشود. به عنوان عده ای کوچک از جامعه بزرگ موسیقی ایران، از کسانی که ادعای مقام و جایگاهی در موسیقی دارند انتظار داریم تا با ارائه سند و مدرک، حرف خاصی را به اساتید برجسته موسیقی همچون استاد پایور نسبت دهند، نه این که بیان کنند که در فلان مجلس، شخصی به نقل از فلان استاد، فلان حرف را زد!!!

 

استاد پایور در دوران حیات زنده یاد استاد حسین تهرانی، از صمیمی ترین دوستان ایشان بودند و قطعات بسیاری را با اتفاق یکدیگر اجرا کردند که قطعات صوتی و حتی تصویری آنها موجود است. (همچون اجرای تصویری گروه اساتید با ضرب استاد تهرانی در حافظیه، کاست شهر آشوب و زرد ملیجه و ضرب اصول با ضرب استاد تهرانی و سنتور استاد پایور، کاست حاصل عمر با کمانچه استاد بهاری، ضرب استاد تهرانی و سنتور استاد پایور و موارد متعدد دیگر!) 2 فیلم، یکی با نام "صبا از زبان دیگران" و دیگری "گفتگو با اساتید" از آن زمان موجود است که استاد پایور از جمله کسانی بودند که در ساخت آنها تلاش بسیار کردند، و در هر دوی آنها با زنده یاد تهرانی در مورد تنبک نوازی صحبت شده است.

 

پس از مرگ زنده یاد تهرانی، به همت استاد پایور، کنسرتی با نام "به یاد استاد حسین تهرانی" ترتیب داده شد و در آن اعضای گروه فرهنگ و هنر به رهبری استاد پایور به هنرنمایی پرداختند که خوشبختانه فیلم آن کنسرت به صورت کامل موجود می باشد. در آن کنسرت قسمتی از برنامه صرفاً به تنبک نوازی توسط شاگردان استاد تهرانی اختصاص داده شده بود که در راس آنها استاد محمد اسماعیلی قرار داشتند.

 

حتی حدود یک سال بعد از فوت استاد تهرانی، کتابی مصوری منتشر شد که حاوی عکس هایی متعددی از استاد تهرانی و جناب پایور در کنار یکدیگر و در کنار سایر بزرگان همچون استاد صبا، استاد دهلوی و ... بود.

 

                                                استاد فرامرز پایور

 

استاد فرامرز پایور درباره زنده یاد تهرانی می گوید:

 

حسین تهرانی را عموماً در موسیقی ایرانی به نام تنبک نواز می شناسند. به طور قطع او بهترین و ماهرترین تنبک نوازی است که تا امروز در موسیقی ایران ظهور کرده است. اما استادی یک هنرمند با مهارت او در نواختن آلت موسیقی اش، ثابت نمی شود.

تفاوت بین یک نوازنده ماهر و یک استاد همین است که یک نوازنده ماهر فقط در فن نوازندگی آن ساز مهارت دارد. اما استاد موسیقی، در تمام جنبه های آن ساز بخصوص، مطالعه دارد و آنچه را که در موسیقی به هر نحوی از آنجا ارتباطی با کار و رشته تحقیقی او پیدا می کند، جستجو کرده و بر آن تسلط کامل پیدا می کند.

حسین تهرانی نیز همانند ابوالحسن صبا از این نوع موسیقیدانان بود. تهرانی تمام دستگاههای موسیقی ایرانی را به خوبی می شناخت و حتی به گوشه های دورافتاده و غیراصلی نیز آشنایی کامل داشت. ثانیاً تهرانی تقریباً تمام تصانیف و کار عملها و ضربیهای قدیمی را که پیش از او معمول بود، از حفظ داشت و خود نیز با اشعاری که از قدما حفظ کرده بود، فی البداهه روی ضرب آورده، به آواز می خواند. تهرانی سعی کرده بود که کلیه گوشه های ردیف موسیقی ایرانی را که امکان ضربی شدن را دارند تنظیم کرده، خود آنها را خوانده و با ضرب می نواخت. وی چندان مهارتی در این کار پیدا کرده بود که گاهی نوازندگان از جوابگویی به آنچه که او می خواند عاجز می ماندند. مگر نوازندگانی که به تصانیف قدیمی آشنایی داشتند. تهرانی تقریباً تمام قطعاتی را که صبا ساخته بود از حفظ داشت و قطعات ضربی استاد علینقی وزیری را به خوبی به خاطر سپرده بود. (عین گفته استاد پایور)

 

(تمامی گفته های فوق با دلیل و مدرک بوده و هیچ یک از آنها از عالم اوهام و خیال بدست نیامده است!!!)

 

با توجه به علاقه خاص آن نوازنده مطرح تنبک به استاد پرویز مشکاتیان و ثبات دیدگاه ایشان نسبت به این استاد سنتور از دهه 60 تا به امروز (!!!)، بد نیست قسمتی از مقاله استاد مشکاتیان را در مورد استاد پایور که در شماره 14 مجله هنر موسیقی (آذر و دی 1378)، چاپ شده است در اینجا بیان کنیم:

 

"همیشه در هر موردی حرفی، سخنی، نکته ای داشته ام و به راحتی بیان می کردم ولی این بار نمی دانم از چه زاویه ای نگاهم را به کاغذ درآورم. اگر بخواهم یک بازنگری در مورد کارهای انجام شده توسط استاد بنگارم که مثنوی هشتاد من خواهد شد که تازگی نیز نخواهد داشت، به دلیل روانی کار هنری استاد و دیگر اینکه آفتاب آمد دلیل آفتاب. گمان نمی کنم در این وادی، کسی که حتی نه با یک ساز که با موسیقی آشنایی اندکی هم داشته باشد، قلندر و قلدری چون پایور را نشناسد ...

 

... می خواهم بگویم استاد در آن زمان (دوران جوانی پرویز مشکاتیان) با دل های ما خیلی کار کرد، تک تاز و یگانه بود و با پیرامونش در فاصله بسیار. اگر سنتور نوازان ایران را خانواده ای فرض کنیم که این ساز را اکنون جهانی کرده اند، پایور بی تردید پدر خانواده است.

خدای را شاهد می گیرم که با تنظیم زیبای "خواهم که بر زلفت" ، هم اشک ریخته ام و هم به آینده موسیقی ایران امیدوار مانده ام. من فکر می کنم تا زمانی که طفلی زاده می شود، خداوند هنوز به بشریت امیدوار است و همین جا می خواهم بگویم تا پایور نفس می کشد، موسیقی ایرانی طپنده است. فرامرز پایور، در زندگی هنری خود، از آن دسته از موزیسین هایی ست که به موسیقی معنا بخشیده است."

 

استاد اسماعیلی در مورد استاد پایور در شماره 17 مجله هنر موسیقی می گویند:

 

"از استاد تهرانی نوع زندگی هنری را آموختم و با استاد پایور آن را به عمل درآوردم.  بهترین سرمایه های زندگی هنری ام را از این 2 استاد آموختم."

 

 

بد نیست این نکته را هم ذکر کنیم که استاد پایور با بسیاری از تنبک نوازان به اجرای برنامه پرداخته اند. از زنده یاد استاد تهرانی گرفته تا استاد اسماعیلی، آقای جمشید محبی، آقای محمد طهماسبی و ...

 

پس از بیان مطالب فوق امیدواریم تا آن عده قلیل دست از مبارزه بیهوده بر سر اظهار نظرهایی غیر واقع که به استاد پایور نسبت داده اند، همچون تنبک نوازی در دستگاه سه گاه، یا ساز نبودن تنبک(!!!)، دست بردارند و از استاد پایور که مدت هاست در بستر بیماری گرفتارند عذرخواهی کنند.

هر چند از آنجا که ادبیات و لحن آن نوازنده تنبک با همه مردم ایران متفاوت است، انتظاری جز مبارزه کورکورانه و ادامه این راه تا رسیدن به ناکجا آباد نیست.

 

مطمئن باشید تک تک دوستداران فرامرز پایور، حاضرند از اعتقادات استادشان حمایت نمایند و گزافه گویی‌های عده ای پر مدعا، نتیجه ای جز اثبات کوچکی شان و بزرگی استاد پایور نخواهد داشت. خداوند به همه ما توفیق درک حقایق را بدهد ...

 

به امید سلامتی استاد پایور

 

از طرف عده ای از دوستداران استاد پایور

 با اجازه ی:http://santoor-payvar.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 12:57  توسط مصطفي فرازمند  | 

قسمت‌های ساز ویولن عبارت‌اند از:

  • آرشه: یا کمان ترکه‌ای چوبی است که رشته‌های موی دم اسب در طول آن کشیده شده و به دو سر آن ثابت شده است.
  • تنه: جعبه‌ای که ما بین طبله (تخته روئی)، زیره (تخته زیرین) و جدارهای طرفی محصور شده است. در روی طبله سیم‌ها، چوب آبنوس تکیه گاه سیم‌ها، خرک، سیم‌گیر و دو شکاف قرینه به شکل f قرار دارد.
  • دسته یا گردن: در واقع دنباله چوب آبنوس تکیه سیم هاست که محل انگشت گذاری نوازنده در قسمت بالای آن قرار دارد. نوازنده ویولن قادر است در تمام طول چوب آبنوس انگشت گذاری کند.انتهای دسته به جعبه کوچکی ختم می‌‌شود که سیم‌ها در درون آن به دور گوشی‌های کوک پیچیده می‌‌شوند.
  • خرک: بین سیم‌ها و طبله ویولن قرار گرفته و فشار سیم‌ها آن را عمودی نگه‌می‌دارد. نقش خرک آن است که ارتعاش سیم‌ها را به طبله و به جعبه ویولن منتقل کند. و نیز در داخل جعبه میله‌ای چوبی تقریباً زیر خرک، اندکی بلندتر از جدار طرفی قرار داده شده که شکل گرده ماهی، طبله و زیره را حفظ کند.
  • گریف: از آبنوس ساخته شده و در طول گردن ویولن چسبیده است و تا میانهٔ جعبهٔ ساز ادامه دارد. گریف جایی است که نوازنده با انگشت خود سیم را به آن می‌چسباند و به این ترتیب طول سیم را کوتاه می‌کند و نت‌های مختلف را می‌نوازد.
  • سیم گیر: از آبنوس ساخته شده و در فاصله اندکی از خرک تا آخر تنه ویولن کشیده شده است. با زهی از جنس روده یا پلاستیک به دکمه‌ای که در قسمت پائین جدار تعبیه شده بند می‌‌شود.
  • سیم‌ها: سیم‌ها از جعبه کوچک سر ساز آغاز شده در طول چوب آبنوس تکیه‌گاه سیم‌ها ادامه یافته، از روی خرک عبور کرده و در سیم‌گیر مهار می‌شوند. سیم‌های ویولن قبلا از روده گوسفند (زه) ساخته می‌‌شد. امروزه در سیم‌های بم‌تر، روی روده سیم فلزی نازکی می‌‌پیچند و در سیم‌های زیرتر از مفتول فلزی تنها استفاده می‌‌شود.

نقش این ساز چه در ارکستر بزرگ، به طور جمعی و چه در ارکستر مجلسی و انفرادی آنقدر پر اهمیت است که آن را «شاه سازها» گفته‌اند. در یک پارتیتور موسیقی ارکستری، ویولن‌ها از تمام سازهای دیگر کمتر سکوت دارند.

نخستین سازندگان معروف ویولن در ایتالیا پیدا شدند. گاسپارو داسالو نخستین ویولن حقیقی را ساخت، اما معروفترین ویولن‌ها در شهر کرمونا ساخته شدند. آندره اماتی و فرزندش نیکولا آماتی و شاگردش آنتونیو استرادیواریوس، بهترین ویولن‌های دنیا را تاکنون ساخته اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم خرداد 1386ساعت 12:45  توسط مصطفي فرازمند  |