:::::::::: بیوگرافی اکبر گلپایگانی :::::::::: 
سال 1312در تهران دیده به جهان گشود . تحت توجهات پدرش با اصول اول موسیقی تا حدودی آشنا شد ، تا این که گذارش به منزل "حسن یکرنگی" که مردی پاک طینت و دارای صدایی خوش بود می افتد او که به خوبی به گوشه ها و ردیفهای موسیقی ایرانی وارد بود گلپای جوان را مورد تشویق قرار می دهد . مدت زیادی از آمد و شد نمی گذارد که او یک شب با استاد نور علی برومند در آن منزل آشنا می شود … استاد نور علی برومند از صدای او خیلی خو شش می آيد و تصمیم به تعلیم وی می گیرد و حدود 8 سال و 9 ماه به طور مداوم وی را تحت تعلیم قرار میدهد. تا این که داوود پیر نیا مبتکر برنامه گلهای جاویدان برای شرکت در برنامه گلها از وی دعوت می کند.
گلپا از محضر استادانی نظیر : حاج آقا محمد ایرانی، ادیب خوانساری و صفحات طاهر زاده بهره می گیرد ولی به هیچ وجه کوششی به عمل نمی آورد که از آنها تقلید نماید.
گلپا در سال 1956 میلادی (1334-35 ش) به همراه علی اصغر بهاری (استاد کمانچه) و نورعلی برومند (ردیف دان و استاد تار در سازمان بین المللی "یونسکو" دو تصنیف یکی در دسگاه سه گاه و دیگری در مایه اصفهان با اشعار سعدی و حافظ اجرا نمود و بدین ترتیب می توان گفت گلپایگانی برومندو بهاری از پیشروان معرفی آواز و موسیقی ایرانی در سطح جهان هستند .
سال 1961 میلادی بنا به دعوت دانشکده "میوزیک بیلدینگ" یو.اس.ال.ا (کالیفرنیا) با فرهنگ شریف و تونی که از استاد تار می باشد 18 جلسه تدریس کرد و اولین ایرانی است که در 21 نوامبر 1995 موفق به دریافت دکترای افتخاری در رشته آواز از دانشگاه کلمبیای آمریکا شده است.
ايشان دارای چهار برادر بنامهای ، عباس ، حسن (مدرس آواز و استاد دانشگاه)، محمد (با نام هنری گلريز) که خواننده ميباشند، محمود (مهندس و مدرس آواز) ، و يک خواهر بنام مريم ميباشند .
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||
از خشايار پرسيدند : گاو بهتره يا گوسفند
خشاياره ميگه : گاو بهتره
ميگه : گاو وقتي ميخواد بره آنطرف جاده اول سمت راست نگاه ميکنه بعد سمت چپ رو ، بعد ميره ، ولي گوسفند عين گاو سرشو ميندازه پايين رد ميشه
شرط دستگاه بودن آن است که از حیث گام چهارم و پنجم, درست بوده و ضمنا در فواصل بین نتها نیز مستقل باشد یعنی شباهتی به گام دیگری نداشته باشد. این نوع را دستگاه می توان گفت چون این قابلیت را دارد که دارای نغمه ها و گوشه های مختلفی باشد. در هر دستگاه دو نوع آواز وجود دارد. آواز اصلی آن است که در همان گام وجود دارد و آواز فرعی, آوازی است که از دستگاههای دیگر قرض شده است.
"شور" را مادر دستگاههای ایرانی لقب داده اند و از دستگاههای پرگوشه ماست. وسعت این دستگاه آنچنان است که حتی چهار آواز مستقل نیز به نامهای افشاری, ابوعطا, بیات ترک و دشتی از ملحقات آن به حساب می آیند.
فواصل نتهای گام شور, کاملا مانند ماهور است. تمام فواصل نتهای گام ماهور نیز مانند گام بزرگ (ماژور) می باشد که در مطالب بعدی در این باره صحبت خواهد شد. ولی تنها فرق کلی گام شور و ماهور این است که در گام شور نت چهارم یعنی "سودومینات" (نت فا در راست کوک) باید ربع پرده اضافه شود. یعنی نت سوم تا چهارم و نت چهارم تا پنجم مساوی بوده و هر کدام سه ربع پرده باشند. پس اگر در گام دو بزرگ, نت "فا" را ربع پرده زیاد کنیم, گام ما تبدیل به گام شور خواهد شد....
برای پیدا کردن گامهای شور, باید علامات ترکیبی گام بزرگ را بنویسیم و نت چهارم هر کدام را ربع پرده اضافه کنیم. به این ترتیب ۱۲ گام شور بدست می آید.
مهمترین گوشه های دستگاه شور عبارتند از: خارا, سلمک, رضوی, شهناز, حسینی کوچک و بزرگ, نغمه, دوبیتی, ملانازی, قرچه, مجلس افروز و گرایلی.
خفتـــه خــــبر ندارد ســـر بر کنــــار جانان کاین شــب دراز باشـــد بر چشـم پاسـبانان
بر عقـــل من بخنـــدی گر در غمــش بگریم کاین کـــارهای مشـــکل افتد به کاردانـــان
دلــداده را ملامت گفـــتن چـــه ســود دارد می باید این نصــیحت کردن به دلســــتانان
دامن ز پای بر گیر ای خوبروی خـُوشـــرو تا دامـــنت نگـــیرد دست خـدای خـــوانان
من ترک مهـــر اینان درخود نمی شنــــاسم بگــــذار تا بیـــــاید بر من جفــــای آنـــان
روشــن روان ِعاشق از تیـــره شـــب ننالد دانــد که روز گـــردد روزی شب شبــانان
باور مکــن که من دســت از دامـنت بـدارم شمـــــشیر نگـــــسلاند پیـــوند مهــربانان
چشــــم از تو بر نگیرم ور می کشد رقیـــبم مشـــــتاق گل بســازد با خوی باغبــــانان
من اختـــــیار خود را تســـــلیم عشق کردم همچــون زمام اشتر در دست ســـــاربانان
شکــّر فروش مصری حال مگس چه داند؟ این دست شوق بر سر وآن آستین فشانان
شاید که آســــتینت بر ســـر زنند سعـــــدی تا چـون مگــس نگردی گرد شـکر دهانان
روح الله خالقي در سال 1285 در كرمان متولد شد ، سالها شاگرد ممتاز استاد علينقي وزيري و از مفاخر موسيقي ملي ايران بود بهترين سالهاي زندگيش را صرف دل انگيز ترين هنرها كرد و به تشخيص اهل فن موسيقي ايراني و فرنگي ، شناخت او صلاحيت كامل يافت در سال 1325 انجمن موسيقي ملي ، به همت اوتاسيس شد و سه سال پس از آن با تاسيس هنرستان ملي موسيقي به يكي از آرمان هاي هنري كشور ما جامه عمل پوشاند . انتشار آثار متعدد شامل متد و دستورهاي علمي براي تدريس موسيقي ملي خدمت بزرگي به هنر كرد . هم اكنون قطعات آواز ، قطعات اركستري ، اتودها ، آثار ساده مدرسه يي ، كتاب ها و رسالات علمي مانند نظري به موسيقي ، از او به جاي مانده است كه هر كدام داراي ارزش فراواني است .
خالقي علاوه بر رياست هنرستان موسيقي ملي تا هنگام فوتش رهبري اركستر (( گلها )) و عضويت شوراي موسيقي راديو ايران را دارا و مدتها سرپرستي اركستر هاي شماره يك و دو راديو را به عهده داشت . روح الله خالقي در دامان پدر و مادري كه هر دو در نواختن تار مهارت داشتند تربيت يافت ، او نيز از كودكي به موسيقي علاقه مفرطي نشان مي داد ولي پدرش از بيم اين كه مبادا وي از تحصيل عقب بماند او را از اشتغال به موسيقي منع ميكرد . اما روح الله كوچولوي آن روزي، هر وقت خود را در خانه تنها مي يافت با عشق عجيبي كه به موسيقي داشت (( مخفيانه و پنهاني )) تاري را كه بزرگتر از جثه اش بود بغل مي گرفت و مشغول نواختن مي شد !!
بالاخره در نتيجه علاقه خستگي ناپذير وي به موسيقي ، پدرش مجبور شد او را از هفده سالگي در آموختن ويلن آزاد بگذارد بعد از يكي دو سال به محض اينكه مدرسه موسيقي وزيري تاسيس شد اولين شاگرد استاد وزيري بود كه به فراگرفتن موسيقي پرداخت و چون احساس كرد كه موسيقي دان بايستي در درجه اول داراي اطلاعات كافي باشد اين بود كه مجددا در ضمن اينكه موسيقي را ترك نكرد تحصيلات متوسطه خود را در دارالفنون و عالي رادر دانشسراي عالي در رشته ادبيات كه ارتباط بيشتري به موسيقي داشت به پايان رسانيد .
خالقي در مدت بيست و هفت سال كه در رشته موسيقي ايراني كار كرد بيش از صد آهنگ و دو جلد كتاب (( نظري به موسيقي )) كه جلد اول آن مربوط به قواعد و اصول كلي موسيقي است و جلد دوم تاريخچه موسيقي و قواعد و اصول موسيقي ايراني است و كتاب ديگري نيز به نام (( هم آهنگي موسيقي )) راجع به توافق و تناسب اصوات نوشته است كه با كمك وزارت فرهنگ در سالهاي 1316 و 17 و 20 به چاپ رسيده است .
ديگر از آثار او علاوه بر تعدادي اتود براي ويولون و عود و تار عبارتست از (( رنگارنگ )) ، ( خالقي در مورد ساختن اين قطعه گفته است : منظور من اين بود كه روي هر يك از دستگاههاي ايراني يك چنين قطعه اي بسازم ، در واقع مبناي كار نو آموزان است . اين فكر بديع اگر جامه عمل بخود به پوشد اساسي براي كار كمپوزيتورهاي آينده به جاي مي ماند . ) اين اثر بطوري كه از نامش مستفاد مي شود همچون گلستاني است كه داراي گلهاي رنگارنگ باشد ، ضرب ها و حركات مختلف اين قطعه و به طور كلي فرم و يا پيكره آن واجد اين امتياز است كه آن را مبناي كار قرار بدهند به علاوه آهنگهاي : (( يار رميده )) ، (( وعده وصال )) ، (( پيمان شكن )) ، (( نغمه نوروزي )) ، (( بهار عشق )) ، (( مستي عاشقان )) ، (( شب جواني )) ،(( شب من ))و (( اميد زندگاني )) تصانيفي است كه توسط اين موسيقي شناس عاليقدر ساخته شده است .
مرحوم خالقي در موسيقي سخت پيرو استادش مرحوم كلنل علينقي وزيري بود وهمواره اعتقاد داشت كه وزيري خدمتي به موسيقي اين كشور كرده است كه تابحال احدي به هيچيك از صنايع ظريفه اين مملكت نكرده است و مي گفت تا موسساتي وجود نداشته باشند كه بدان وسيله بتوان اين روش ترويج كرد زحمات وزيري آن چنان ثمر بخش نخواهد بود .

پرويز مشكاتيان در 24 ارديبهشت 1334 در نيشابور چشم به جهان گشود ، جهاني كه با گشودنش شنودن آواي مترنم و سرمست سرچشمه ها و دشت هاي بينالود از يك سو ، و از ديگر شيهه سواران و تاراج تاران و مغولان و... آنچه كه بر نيشابور رفته بود ، را براي او ناگزير مي كرد .
مشكاتيان از 6 سالگي به فراگيري موسيقي پرداخت ، از ابتدا علاقه وافري به سنتور پيدا نمود و به علت ارتباط مداوم با استاد خود ( پدرش حسن مشكاتيان ) در 8 سالگي اولين كنسرت خود را در يك مراسم گرد هم آيي دانش آموزان مدرسه امير معزي نيشابور انجام داد . مشكاتيان از كودكي متوجه ارتباط تنگاتنگ ادبيات منظوم و منشور ايران با راهي كه برگزيده بود شد و در اين راه نيزپدرش راهنماي او بود . از دوران دبيرستان در اردوهاي رامسر شركت مي جست و در مسابقات آموزشگاههاي سراسر كشور ركورد دار بود . پرويز مشكاتيان پس از اتمام تحصيلات متوسطه وارد دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران شد . رديف عالي موسيقي ايران (( رديف آقا ميرزا عبدالله )) را در دانشگاه نزد استاد فقيد نور علي خان برومند و دكتر داريوش صفوت آموخت . همزمان با اين آموزشها از محضر اساتيدي چون : دكتر محمد تقي مسعوديه ، شادروان عبداله خان دوامي ، شادروان سعيد هرمزي ، شادروان يوسف فروتن نيز بهره گرفت . او همچنين در مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران به عنوان سرپرست گروه و استاد سنتور مشغول كار شد . پرويز مشكاتيان در آزمون باربد كه ابتكار استاد نور علي خان بر پا شده بود در رشته سنتور به مقام اول با ( پشنگ كامكار ) و در كل آزمون به مقام ممتاز با ( داريوش طلايي ) دست يافت .
مشكاتيان پس از استعفا از راديو تلويزيون ، به اتفاق چند تن از موسيقيدانان ، موسسه فرهنگي و هنري چاووش را بنياد نهادند . او به عنوان سرپرست گروه و استاد رشته سنتور مشغول خدمت به هنرجويان موسيقي شد . مشكاتيان داراي قريحه يي ذاتي است ، او به گفته دست اندر كاران موسيقي قدرت خارق العاده ايي در تصوير سازي و تبحر زيادي در انواع ريتم و خاصه آهنگسازي روي اغزال و اشعار مورد علاقه اش دارد . آهنگ هايي كه تاكنون از وي شنيده ايم عبارتند از : (( مرا عاشق)) ، (( شور انگيز )) ، (( نغمه )) شعر از مولانا خواننده شهرام ناظري اجرا گروه عارف .
تصنيف (( دشتي )) ، (( غم انگيز )) شعر حافظ خواننده هنگامه اخوان اجرا گروه عارف . (( آستان جانان )) ، (( شيدايي )) ، (( سرانداز )) ، (( سرو ناز )) ، (( بيداد )) شعر حافظ خواننده شجريان دو نوازي در ايران – گروه عارف در اروپا . (( بيداد )) اجرا گروه عارف و شيدا (( كرد بيات )) اجرا گروه عارف (( رزم مشترك )) ، شعر آذر مهر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( وطن )) شعر آذر مهر خواننده ناظري اجرا گروه عارففف . (( ايراني )) ، گروه شيدا . (( چوپاني )) شعر جواد آذر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( پيروزي )) شعر جواد آذر خواننده شجريان دو نوازي ( با ناصر فرهنگفر )- (( طلوع )) شعر جواد آذر خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( جان جهان )) شعر مولانا خوانندگان شجريان اجرا گروه عارف . (( سركش )) شعر مولانا خواننده خواننده شجريان دو نوازي . (( دل انگيزان )) شعر مولانا خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( گلنوش )) شعر مولانا خواننده شجريان اجرا گروه عارف . (( صبح است ساقيا )) ، (( چكاد )) شعر حافظ خواننده شجريان اجرا گروه عارف .((افسرده حال )) شعر بابا طاهر خواننده پريسا اجرا گروه مركز حفظ و اشاعه موسيقي سنتي ايران . (( شكر و شكايت )) .

کیهان کلهر، (۱۳۴۲) آهنگساز و نوازندهٔ کمانچه ایرانی است. دو اثر وی در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزهٔ گرمی شد.
زندگینامه
کیهان کلهر در سال ۱۳۴۲ شمسی در خانوادهای کرد و موسیقی دوست در کرمانشاه چشم به جهان گشود. از پنج سالگی موسیقی را به صورت آزاد و از هفت سالگی به شکل کلاسیک آن شروع کرد.از دوازده سالگی کار موسیقی را به صورت حرفهای آغاز و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه همکاری کرد.
مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری "چاووش" همکاری هنری داشت. در هفده سالگی به ایتالیا و سپس برای ادامه تحصیل به کانادا رفت.و در رشتهٔ آهنگسازی در دانشگاه کارتن اتاوا فارغ التحصیل شد.
کیهان کلهر از معدود هنرمندان ایرانی است که برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانیها با هنرمندان هندی نظیر استاد "شجاعت حسین خان" (غزل) و یا با کوارتت کرونوس (Kronos Quartet) (جاده ابریشم)، یویو ما و ارکستر فیلارمونیک نیویورک، همکاری نزدیک داشته است و شنوندگان زیادی در بین غیرایرانیها دارد. او مدتی هم یکی از اعضای ثابت گروه دستان بود.
او معتقد است: «موزیسین، موسیقیدان یا موسیقیشناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد.»
اجرای کنسرتهای مستقل به صورت بداههنوازی و همراهی با محمدرضا شجریان، حسین علیزاده و همایون شجریان اغلب فعالیتهای این هنرمند نامی است. سه سی دی «زمستان است»، «بی تو به سر نمیشود» و «فریاد» حاصل این همکاری است.
آثار
شب سکوت کویر زمستان است بی تو به سر نمیشود فریاد نخستین دیدار بامدادی غزال
غزل 2
غزل ۳
در آینهٔ آسمان
شبهای فیروزهای نیشابور
منبع:کیهان کلهر
مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم

به عمری بار غربتــــها کشیدن به دشت نامـــــــــرادی ها دویدن
میان گریــــه ها در خواب رفتن ز خواب غربت از وحشت پریدن
به ناکامی از این دنیا گذشــــتن همه عـــمــر از ندامت لب گزیدن
به کنج بی کسی تنها نشــــستن اجل را پیـــش چشم خویش دیدن
بسی سختست وزینها جانگزاتر صـــــدای گریـــه مـــادر شنــیدن
مهدی سهیلی

علينقي وزيري در سال 1266 در تهران به دنيا آمد. موسي، پدر وي، افسر بود و به همين جهت علينقي و چهار برادرش به خدمت نظام درآمدند. علي نقي نواختن تار را از 15 سالگي نزد دايي خود، حسينعلي خان، آغاز كرد و به زودي از وي پيشي گرفت و چنان به موسيقي علاقه مند شد كه تمام اوقات فراغت خويش را به تمرين ساز مي پرداخت.
وي سپس نت خواني را از ياور آقا خان، صاحب منسب موزيك نظام آموخت و بعد از آن با يكي از معلمين موزيك مدرسه سن لويي كه كشيشي فرانسوي به نام پرژوفروا بود، آشنا شد و از او تئوري موسيقي و مقدمات هارموني را آموخت.
در مورد علينقي وزيري گفته مي شود كه وي پس از ورزش صبحگاهي به صندوق خانه مي رفت و تا شب به تمرين تار مي پرداخت. اما در زماني كه براي تحصيل به اروپا سفر كرد، حدود 5 سال از تمرين مداوم تار دور ماند و مدتي طول كشيد تا به وضعيت پيش از سفر خود بازگردد. در همين زمان(1302) بود كه اقدام به تاسيس مدرسه موسيقي كرد. در اين مدرسه علاوه بر تدريس ساز، نت خواني، وزن خواني و به طور كلي تئوري موسيقي آموزش داده مي شد و عده زيادي از آهنگسازان و نوازندگاني مانند روح الله خالقي، حسين سنجري، ابوالحسن صبا، موسي معروفي، خادم ميثاق و “ كه آثارشان بعدها در تاريخ موسيقي ايران ثبت شد، از اين مدرسه فارغ التحصيل شدند.
علينقي وزيري در سال 1303 كلوپ موزيكال را تاسيس كرد كه در اين كلوپ هفته اي يكبار با شاگردان خود كنسرت مي داد. وي در سال 1304 اقدام به برگزاري سلسله كنسرت ها و سخنراني هايي در زمينه هنر و زيبا شناسي موسيقي كرد. رياست مدرسه موسيقي در سال 1307 به او محول شد و در حدود سال 1313 در اثر جديت در امر آموزش موسيقي توانست تدريس سرود را در برنامه درسي آموزش و پرورش دوره دبستان بگنجاند. او تا آغاز جنگ جهاني دوم در مقام رياست مدرسه عالي موسيقي انجام وظيفه كرد و سپس از كار كنار گذاشته شد. وي در اين دوران به تاليف كتاب هايي در زمينه هاي مختلف موسيقي پرداخت و مدتي نيز به عنوان استاد ممتاز، در دانشگاه زيبا شناسي هنر تدريس كرد و سرانجام در سال 1358 در تهران درگذشت.
آثار مكتوب : دستور تار وسه تار (دو جلد)، دستور ويولون (2 ج)، موسيقي نظري (3 بخش)، در عالم موسيقي وصنعت ( مجموعه خطابه ها)، سرودهاي مدارس، زيبا شناسي در هنر وطبيعت ( ترجمه و اقتباس)، تاريخ عمومي هنر و زيبا شناسي، سرودها از پندهاي سعدي و مجموعه نوشته هاي پراكنده ( به كوشش سيد عليرضا ميرعلي نقي).
آثار صوتي : صفحات گرامافون، شامل تكنوازي هاي تار، همنوازي ها( با ساز/ اركستر / آواز) از ساخته هاي خود همراه كلام حسين گل گلاب و ديگران . بازسازي شده ها توسط اركستر بزرگ راديو تهران، به رهبري روح الله خالقي و جواد معروفي.
آثار انتخابي : دخترك ژوليده، ژيمناستيك موزيكال (تكنوازي هاي تار)، شكايت ني مشتاق وپريشان، دوست
